حضور در سایر رسانه ها
گالری عکس
دست نوشته ها
سخنرانی ها
صفحه اصلی
یادداشت ها
یادداشت های اخیر
آرشیو
دست نوشته ها
مقالات
آرشیو
شعر
آرشیو
داستان
آرشیو
سایر
آرشیو
درباره
...... جناب آقای عنابستانی
بیشتر
لینک های مفید
عکس/ بوسه بر آفتاب
برگزاری تظاهرات گسترده در ۴۸ شهر آمریکا در حمایت از ایران
خطاهای خاتمی و حامیانش از كمدي و تراژدي هم گذشته است
احمدی نژاد:ما سینهخیز میرویم
چهل حدیث از امام رضا (ع)
از چه چیز این امت باید تعجب کرد؟
پاسخ احمدی نژاد به «احتمال حمله به ایران»
عکس:تصاویر ناب و دیده نشده از حرم امامرضا(ع)
استقبال ويژه جرس از سخنان هاشمي رفسنجاني
کاریکاتور / دانشگاه آزاد، آزاد شد
پیامهای مهدیهاشمی برای آمریکا
بعید است فرد باهوشی مثل آقای احمدینژاد برای آیندهاش برنامه ریزی نکرده باشد
تبیین فتنه 88 و حماسه 9دی با خطبههای هاشمی!
ساکتین فتنه فرقی با راضیان فتنه ندارند
پرونده فتنه و جریان انحرافی بسته نشده است
پارادوکس انتخاباتي مدعيان اصلاحات
پارادوکس انتخاباتي مدعيان اصلاحات
محبوب ترین اسکرین سیور آمریکا
ما آفتابه صدام بودیم!
درخواست رئیس جمهور برای حضور آیتالله شاهرودی در جلسه سران قوا
منظومه درد
وباز قاصدكي -بابال خونين –
از ديده ها ميگويد :
قاصدك كوچك خسته دل
قصه غصه ها را
از مجاري ديده ها خواهد گفت :
پدري از درد خون فرزندش را مي آشامد!
فرزندي از گرسنگي گوشت له شده پدر را مي خورد !
مادري در خرابه اي فرياد مي زايد
و شير درنده به فرزندش ميخوراند!
خرابه ها تجديد شده اند و اسيران باز آمده ا ند
به راستي كاروان اسيران از كجا گذر كرد ؟
مگر فلسطين هم جزيي از شام است ؟
اينجا كودكي ميبينم كه نور مي جود و پرواز ميكند.
مادري ميبينم كه از ترس آتش و مرگ فرزندش را فرو ميخورد !
و پدري ميبينم كه آب دهان انبار ميكند !
- آب سالم سخت ناياب است –
كبوتري زخمي دانه تحمل به جوجه ها ميدهد
و گنجشكي نحيف فيلم پرواز پخش ميكند
و پدر بزرگي پير تجربه چگونه خوب درد كشيدن را به نوادگان مي آ موزد
و صدايي مهيب چگونه خوب مردن را جار ميزند!
و انفجاري مهيب تر آن را به نمايش ميگذارد
و فريادي از وراي تاريخ مسلمان بودن را
و مظلوم بودن را
به عرصه ميكشاند
و اثبات ميكند. 12/6/1371
انتظار
دلم به قدر آسمان ابري بهار گرفته است ******* دلم براي كوچه هاي بي سوار گرفته است
كبوتران زبام ما پريده اند ******* دلم به ياد كوي لاله زار گرفته است
چكاوكان در قفس به انتظار ******* دلم به ياد سيره هاي بيشه زار گرفته است
كسي دگر بهار را صدا نمي زند ******* دلم براي خانه هاي بي بهار گرفته است
دل اسير خاك پاي مركبت ******* به انتظار رويش بهار كرفته است
صدا صداي پاي قطره هاست ******* دلم براي قطره هاي انتظار گرفته است
عنابستاني* 7/12/1378
بهار جان
الا همسايه ها
گوش كنيد
من با شماها نكته اي دارم
كه رنگ روشن سرما
به روي قلبهاتان
مبادا لكه اي از تيرگي سازد
كه گرما
باز هم در راه است
الا همسايه ها
ز روي پشت بام خانه هاتان
برفها را پارو كنيد
رنگ تيره اين آسمان
باز هم نيلي و آبي است
ابرها را جارو كنيد
شماها را چه مي بينم ؟
- چرا در كلبه ماتم ؟
- چرا بيتوته اندوه ؟
- چرا آخرحزين وغم ؟
روح هاتان آزاد
قلبهاتان دلشاد
بهاري بس پر از سبزي
پر از ريحات و بوي خوش
به زودي از سر كوچه
سلامي گرم خواهد داد
بهار ما اميد زندگي دارد
سلامش را به گرمي باز گوييد
- پاسخ –
گواراتان
بهار جان
مشهد مقدس 5/11/1373
او مي آيد
باشد كه فردا از افق نوري بر آيد *******بهر تسلاي غريبان دلبر آيد
شايد شبي مظلومي از ظالم بنالد******* آهش سبب سازي كند هجران سر آيد
25/8/1377
تاكودك بودم شاد بودم . كودكيم را دوست دارم
تاكودك بودم شاد بودم . كودكيم را دوست دارم
******
ميون جنگل پر دام و خطر اسب سپيد بي سوار گم شده
كودكي من ميون سبزه هاي بلند دشت
يا شايد بين درختچه هاي نورس انار گم شده
آي كودكي قشنگ من ...! گم شدن زود نبود؟
******
شب ده يادش به خير
آسمون ستاره بارون بود همه شب
پشت كهكشون شيري تا شده
عين پشت دايي و مش رمضون بود همه شب
******
ياد اون بازيهاي دوستي به خير
ياد چار پايه و چرخ چاه و سنگ صاف
ياد اكبر ياد جعفر ياد مشدي رمضون
ياد پاكي ياد دوستي دل پر شرنگ صاف
******
بچه ها عباس و اسمال و علي
كوله هاي آب ونون را روي دوش
چوب دستي هم به دست
با قدماي كودكانه اما استوار دوش به دوش
******
دشت و بيابون زير پامون
بادوم بوجايه مزه ديگه اي داشت
درختاي تكونده بادوم هدف
به خدا زندگي رنگ وروهاي ديگه اي داشت
******
فصل پاييز و سر خرمن گندم
من روي بردي تو چهار شاخ به دست
باد هم بازي ميكرد ماها رو ياري ميكرد
بابا هم يادش به خير قلبير سوراخ به دست
******
يادته لونه گنجشك سر خرمن مارو؟
يادته كفتر چاهي ميگرفتيم از چاه قنات
يادته جوجه سوفلور زير خروار شما؟
چقدر ماهي ميگرفتيم از آب قنات
******
بع بع بزهاي سفيد و ناز يادش به خير
سوار ميش و بز گله شدن يادش به خير
خوردن شير و مكيدن بز غاله ها
سوار چوب بزرگ و چوپون گله شدن يادش به خير
******
فرار بچه ها از دست مرد دشتبون
چرخيدن دور درختاي آلو و زردآلو
خوردن گوجه اي از گوجه هاي سبز درخت
چرخيدن دور درختاي هلو و شفتالو
******
شنا كردن غوطه خوردن توي آب گل آلود
ترس از خوردن لوش و زالوي داخل آب
ترس از رفتن زالو توي گوش ممدو
ترس از غول نفهم و هالوي داخل آب
******
فصل انگور بود و فصل مويز و فصل شيره
مثل پروانه ميگشتيم دور ديگ شيره ها
آب انگور جوش مي خورد و قل مي زد
پدر بزرگ صدا ميكرد :آي پسر نريزه ها
******
يدالله دوره گرد و اتول شيكش كجاست ؟
يادوقتي كه پفك ميخريديم از پسر مشدي يدالله
بابامون داد ميزد : باز چي خريدي ؟ پفكم خوردنيه؟
ياد وقتي كه كتك مي خريديم از خود بابا !
******
ميشه باز با بچه ها خنديد و گل گفت و شنفت ؟
ميشه باز بال بزنيم اون بالا بالاها بريم ؟
توي دنياي قشنگ كودكي غرق بشيم
ميشه باز درد دلامون رو بريم اون بالا بالاها بگيم ؟
******
آيا ميشه همه حرفها رو زد ؟
ديگه من خسته شدم خاطره ها تموم نميشه
حرف حرف مياره درد دل خيلي زياده
اگه دفترم تموم بشه درد دلا تموم نميشه
******
والسلام
عنابستاني
20/7/1371
((قالو بلی ))
((قالو بلی ))br>> بچه ها
عشق – خدا
گل شب بو – گل پونه
پای آب
آب
آب روان
بچه ها یادش بخیر آن روزهای باصفا
بچه ها
توپ – تفنگ
سجاده و یک گلوله قشنگ
رنگ سرخ خون بر روی زمین
- زیبا ترین رنگ خدا –
بچه ها آلاله ها
هیچ می پرسید ؟ کو آسمان آبی یکرنگ ؟
یا
((کجا رفتند آن مردان بی ادعا))
بچه ها
های بچه های با صفا !!!
دلتان سبز و روحتان آبی
زندگیتان رنگین !
راستی .....؟
کو رفقا ؟.....
بچه ها :
توپ – چمن
دروازه و یک گل قشنگ!
راستی چه نیازی به تفنگ ؟!
سپری شد دوره مین و کمین
بچه ها کو شهدا ؟
زیر زمین ؟؟؟
بچه ها
عشق - خدا
یک آسمان ستاره
پر نور و بی انتها
یک دشت پر زلاله
لاله های باصفا !
بچه ها چرا کبوده دلها ؟
- دلهای آلاله ها –
بچه ها
عشق – خدا – خاک – زمین
خاکریزهای بی اتنها
بچه ها
توپ – تفنگ – انفجار عقده ها
-عقده های بچه ها
بچه های با خدا
- بدون سر – بدون پا
بچه های سوخته
بچه های همچو مرد
- مردهای گمشده
بچه ها
خدا – وفا – یک بهشت از شهدا
بچه ها
صلا – ندا – صدای رفقا
به انتظار پاسخند....
بچه ها
قالو بلی.....
والسلام -31شهریور 1376