تازه ترين خبر


متن كامل سخنرانی آیت الله علم الهدی در جمع حامیان دولت اسلامی در مشهد
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا اباعبدالله ، السلام علیک یابن رسول الله . و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه. عاليترين عرض ارادتها به صاحت ولايتمدار سيد الشهداء (ع) توجّه عميق و جدي به آموزه‌هاي جريان عاشورا و انقلاب ابي عبدا... (ع) است. اصولاً ما با همة اعتقاد در حوضه انديشه به مباني ديني و شرعي خودمان و باهمة عشق و گرايش در حوزه عاطفه و احساس نسبت به مباني ديني و اولياء خدا رسومي در جريان زندگاني ما و ارتباطمان با مسائل ديني وجود دارد كه برداشت ما نسبت به كلية شئون دين، يك برداشت اساطيري است. ما هنوزبا همه انديشمندي و با همه تحليل گري‌هايي كه داريم نسبت به مسائل دين و اولياء خدا و سيره سياسي آنها در بن اعتقاد و درون جان ما اهل بيت يك تافتة جدا بافته اند آنچه در سيره آنها به وجود آمده است داراي نقش اسطوره‌اي ست كه به خود آنها اختصاص دارد و خلاصه امام و ولي خدا از ديدگاه ما يك تابلوي نقاشي هنرمندانه‌اي است كه ما فقط بايد سرگرم تماشاي آن باشيم و به او بنگريم از تمام زيبايي ها و لطافت‌هاي هنري كه در اين تابلو به كار رفته است ، ما لذّت ببريم و تماشا كنيم. در حقيقت اين ارتباط و اين برداشت نتيجه آن حقيقت موجود در بن دل و مغز ما هست. هرچه قدر هم به ما تذكر داده شود در تحليل‌هاي مختلف در استدلال هاي گوناگون در مسائل منطقي، در مقام استدلال مي‌پذيريم در مقام توجيه و تحليل قبول مي‌كنيم امّا وقتي وارد مرحلة عمل مي‌خواهيم بشويم و يك عرضه جديّ صددرصدي كه ما سيره اهل البيت (ع) را به عنوان يك آموزه قطعي اخذ كنيم و در زندگانيمان پياده كنيم. آن رسوب ضمير ناخودآگاه ما خودش را جلوه مي‌دهد و خودش را نشان مي‌دهد. ما در مزنّه هاي سياسي در تحليل هاي مختلف اجتماعي در اراده حركت ها بر مبناي انديشيدن هاي اختصاصي خودمان به هيچ وجه ، توجهي به آنچه از سيره اهل البيت، اخلاق آنها، روش سياسي و آموزه‌هاي سياسي آنها براي ما تحليل شده است فاضل نيستيم به كار بگيريم. و ريشه اش هم همان برداشت واقعي در بن ضمير ناخودآگاه ماست که علي ایّ حال اين اولياء خدا آنچه را كه انجام داده‌اند يك حركت هاي اسطوره بوده است، به خود آنها اختصاص داشته و فقط ما از تماشاي آن و از شنيدن آن بايد لذت ببريم و به آنها عشق بورزيم و عواطف و گرايش‌هاي احساسي باطن خودمان را ارضا كنيم. اين فرق نمي‌كند در تودة مردم در يك شکل خيلي واضع و روشن نمودار است كه تنها به اجراي مراسم و اشك‌ها به عشق‌ها به گرايش هاي احساسي و ارضاء عواطف اينها دقيقا مشغول اند در انديشمنان و نخبگان هم متأسفانه همين واقعيت است علي رغم اينكه در حوضة انديشيدن ممكن است تحليل‌هاي درستي داشته باشند. امّا در حوضة تبعيّت و عمل، باز نگاهشان به سيرة اهل البيت (ع) يك نگاه اساطيري است. اين يك اشكالي است که در همه ما موجود است. ببينيد درحالي كه، ما بايد از اين پوسته بيابيم بيرون علی ایّ حال ما بايستي اين جدار را خرد كنيم و بشكنيم و خارج بشويم. واقعاً در يك عرصه جدي و واقع گرايانه آنچه در سيرة اهل البيت(ع) وجود دارد آنها را عينی و به عنوان آموزه قابل اجرا بايستي بشناسيم و بدانيم و در مقام اجرای عملياتی سازی آن آموزه‌ها در حوضة مسائل سياسی و اجتماعی خودمان فعاليت كنيم. يكی از نكاتی كه در جريان عاشوراي امام حسين (ع) دور از نگاه اسطوره‌ای به كربلا براي ما به عنوان يك آموزه مطرح است مقارنه و مقايسه بین عوامل باطني و درون جمعیتی كه در ركاب سيد الشهداء (ع) بودند ، يك اقليت معدود و اكثريتي كه در برابر امام حسين (ع) اينها شمشير مي‌كشيدند و با حجّت خدا مبارزه مي‌كردند. اين يك مطلب قابل تأمّلی است. ببينيد عزيزان ، ما در سپاه امام حسين (ع) حجت بالغة الهی قطب عالم امکان امام زمانی كه در دعای جامعه می‌خوانيم: (و لا یطمع فی ادراکه طامع )حتّی كسی نمی‌تواند طمع اين را بكند كه به مقام شما برسد . در كل قضيه كربلا ، يك نفر بود ، و بعد هم 2 نفر، وجود مقدس سيد الشهداء (ع) و بعد هم بعد از شهادت سيد الشهداء (ع )وجود مقدس حضرت زين العابدين(ع ) امام سجاد (ع) ، خُب اينها حجت بالغه الهی بودند، ولايت مطلقه الهی داشتند ، قطب عالم امكان بودند و در عرصه قرب به حق و ارتباط و اتصال به خدا هيچ پيغمبر مرسلي، هيچ فرشتة مقربي به اينها نمي‌رسيد و نه تنها نمی‌رسيد حتی طمع رسيدن به اينها رو هم نمی توانست داشته باشد. كلاً در كل قضيه كربلا دو نفر اينطور بودند. از اين دو نفر که شما بياييد پايين همه آدمهای معمولی بودند حتی در عرصة سپاه سيد‌الشهدا (ع) افرادي بودند كه از عناصر متوسط توده مردم ، از نظر انديشيدن و ايمان داشتن به مراتب پايين تر بودند. ابن عمير كلبی اين يك نصرانی است. در تمام دوران زندگي و كارنامه حيات دینی اش شايد 17 ركعت بيشتر نماز واجب وجود ندارد. يا مثل جوم غلام سياهی كه در ركاب امام حسين (ع) بوده است اگر ما بخواهيم اينها را توانشناسی بكنيم و در عرصه‌هاي فكري و علمي براي اينها طبقه‌اي را در جامعه تعيين كنيم دقيقاً آن طبقه از حد متوسط توده مردم پايين تر است. همچنين افرادي اينجوري بوده‌اند و خُب اينها خيلي اوج گرفتند و بالا رفتند. بعد از مسئله شهادت ، عزت ، عظمت و قرب آنها و موقعيت آنها اينقدر بالا رفته است که اولياء خدا در برابر آنها بگويند به ابي انتم و امي... پس ما نمي‌توانيم بگوييم كربلا يك جريان اسطوره‌اي است و يك قضية اساطيري است مبعود به يك تافته جدا بافته از ما بوده ، اصلا با قشر ما، با تبار ما، با جريان زندگي ما به هيچ وجه قابل تطبيق نيست آنهايي كه بودند تمام شد رفت. اين را شما حداكثر در مورد سيد الشهدا(ع) به عنوان حجت خدا مي‌توانيد بگویيد در مورد امام سجاد به عنوان امام زمان مي‌شود اين حرف را زد. اما در مورد بقية اصلا نمي‌شود اين حرف را زد. البته مقاماتشان مختلف بوده . يك شخصيتي مثل قمر بني‌هاشم (ع) با آن عظمت، يكي هم مثل آن جوان نصراني در آن حد. امّا علي اي حال آنها در جهت ساختار فكري و ساختار احساسي، تودة جامعه بودند يا از توده متوسط تودة جامعه هم پايين تر بودند. خب اينها يك جمعيت بسيار كوچك و معدودي شدند.كه اطراف سيد الشهدا (ع) و جريان انقلاب كربلا را اينها پديد آوردند. نقطة مقابل هم يك اكثريت بي باك جنايتگري كه اين همه جنايت كردند. داستان اين جنايت‌ها را شما زياد شنيديد. داستان آن ايثارگري‌ها، فداكاري‌ها، را زياد شنيديد. طبيعي است وقتي شما در يك تابلو همه آن ايثارگري‌ها و فداكاري‌ها را ببينيد و بشنويد، به آنها عشق مي‌ورزيد. در اين تابلو هم همة جنايت‌ها و بي دادگري‌ها و شيطنت ها را ببينيد و بشنويد نسبت به آنها نفرت پيدا مي‌كنيد. منتها بحث در برابر ما امروز اين است كه آنها يك پوستة ظاهري داشتند آدم‌هاي 1400 سال پيش. يك جرياني در باطن بوده به عنون جريان حاكمي كه تا امروز وجود دارد. آن چیزي كه براي ما قابل تحمل است اين است كه در كانون انديشه و فكر و انگيزة باطني آن اكثريت چه حاكم بوده در كانون انديشه و فكر اين اقليت چه حاكم است. الان آيا ما در عرصه‌هاي زندگي اجتماعي سياسي مان بايک همچنين انگيزه‌ها بايک همچنين برنامه‌هايي در باطن جريان‌ها مقابل هستيم يا نيستيم اين براي ما حائز اهميت است. آنچه كه مسلم است اين است که این جنگ که صورت گرفت ، علی ایّ حال يك تقابل اجتماعي بود، كربلا يك حركت سياسي بود ما هرچه قدر بخواهيم به او جنبه‌هاي عرفاني و جنبه‌هاي سيرسلوک و ان جنبه‌هاي عاشق مآبانه ی كربلا تكيه كنيم اين ها همه اش معلول يك حركت و جريان سياسي است . يک عده خيلي سعي مي‌كنند، اصلا كربلاً را از حوزه‌ي سياست بیاورند در حوزه‌ي عرفان و به همه‌ي جريان كربلا يك رنگ عرفاني و درون گرايي بدهند، اين حالا خوب هست يا خوب نيست ، يک بحث؛ اما حركت، يک حركت درست يا نادرستي است آنچه مسلم است این است که یک حركت نادرستي است ، در كربلا ما نشانه‌هاي بالايي از معرف الله، قرب به پروردگار عشق به خدا، دلدادگي به حق، چه از امام حسين (ع) چه از شهداي كربلا سراغ داريم اما اين ها همه معلول يك اقدام و يك حركت سياسي است عصر كربلا و عاشورا هم از طرف امام حسين(ع) آنچه صورت گرفت حركت سياسي بود. هم از طرف دشمنان سيد الشهداء (ع)آنچه صورت گرفت، آن هم حركت سياسي بود، يعني دو لشگري كه در مقابل هم در كربلا قرار گرفتند، اين ها در دو طيف سياسي با يكديگر تقابل داشتند، يك طيف وابسته‌ي به جريان حاكم و يک طيف معارض با جريان حاكم، آن هم دقيقاً معارض سياسي با جريان حاكم. سيد الشهداء (ع) فرمود:« و علی الاسلام إذقد بُريَتِ الامَّت براع المثل يزيد» فاتحه‌ی اسلام را بايد خواند اگر امت مبتلا به يك راعي و زمام داري مثل يزيد بشود، مفهوم امّت، مفهوم زمام‌دار، مفهوم حاكميت زمام دار بر امت ، اين‌ها همه مفاهيم سياسي‌است، و اینهاهيچ كدامش مفاهيم عرفاني نيست، اين‌ها همه اش مفاهيم سياسي است. اصلاً عرصه عرصه‌ي سياست بود امام حسين (ع) دقيقاً يك حركت سياسي داشت. و طرف مقابل هم يك حركت سياسي حتي از طرف امام حسين (ع )حركت سياسي تر از طرف مقابل بود به دو جهت يكي از اين جهت كه سيد الشهداء (ع) قيام مسلحانه نکردند، یکی از مسايلی كه ما بايد به آن توجه بكنيم این است که امام حسین (ع) قيام مسلحانه نكردند دفاع مسلحانه بود نه قيام مسلحانه ، بعد هم در قيام مسلحانه انسان بچه كوچك را همراه خود نمي‌برد در قيام مسلحانه که زن باردار و 84 زن و بچه و خانه و زندگي را نمی برند. در ميدان جنگ مسلحانه ، قيام ، قيام مسلحانه نبود؛ دفاع ، دفاع مسلحانه بود يعني حرکت سيدالشهدا(ع) دقيقاً يك حركت سياسي بود، ابلاغ مي‌كرد اين نظام، نظام فاسد است اين بايد سرنگون بشود تسليم اين نظام نبايد شد در برابر اين نظام نبايد سكوت كرد. اصلاً ابلاغ اين واقعيت، ايجاد هيجان در مردم، ايجاد شور در مردم، ايجاد بصيرت و بينش سياسي در مردم بود كه خود مردم در مقابل يك چنين جريان فاسد حاكمي حركت كنند و بشورند كار امام حسين صددرصد كار سياسي بود تا وقتی که ريختند به سرش و خواستند بكشندش، خُب از خودش دفاع مسلحانه كرد، تا آن حدی كه توانست؛ بعد هم کشته شد. اگر قيام، قيام مسلاحانه بود نمي‌توانيم ما بگویيم قيام امام حسين(ع) پيروز شد، چون امام حسين از نظر جنگي و نظامي شكست خورده و كشته شده، یارانش را كشتند ، زن و بچه هایش را اسير كردند پس بگویيم امام حسين(ع) شكست خورد، نخیر، قيام مسلحانه نداشت كه شكست بخورد، ما در جايي مي‌توانيم شكست نظامي رو شكست بدانيم كه از اول قيام، قيام نظامي است؛ قيام، قيام مسلحانه است سيدالشهداء(ع) قيامش انقلاب بود آن هم انقلاب سياسي در درجه اول و حركت، حركت صددرصد سياسي بود، آن قدري كه سيدالشهداء(ع) در حركتش نقش سياسي داشت دشمن در حركت نقش سياسي نداشت ، دشمن بيشتر حركتش، حركت نظامي بود، چون از پس منطق و استدلال ولايي امام (ع) بر نمي آمد نمي‌توانست استدلال منطقي داشته باشد در دفاع و حمايت از جريان حاكم، فساد جريان حاكم یک فساد بَيّن بود لذا به زور متوسل شد و حركتش حركت نظامي شد و الاّ از طرف سيدالشهداء (ع) حركت صددرصد سياسي بود. ببينید عزيزان آن چیزی كه در طبقه بندي سياسي جريان‌ها را تقسيم مي‌كند و ما مي‌آييم به كربلا مي‌رسيم و اين تقسيم بندي را در كربلا مي‌بينيم، آن اين است كه در عرصه‌ي سياست جريانات در اقدامات سياسي بر دو قسم اند: 1- جريان تكليف محور 2- جريان قدرت محور. در حوزه‌ي سياست يک سلسله جريان‌هایی وارد مي شوند براي قدرت يابي، اوپورتونيست اند مي‌خواهند به فرصت و قدرت برسند، قدرت برایشان مطرح است. يک جريان‌هايي هستند كه قدرت مطرح نيست . وزارتي و وكالتی و امارتی، شخصیتی، رياستی، پستی ، منصبی و مقامی مطرح نيست؛ تكليف است ، تكليف شرعي آن است که بيایند در عرصه وارد بشوند. يكي از ويژگيهاي ارزشي انقلاب مقدس اسلامي ما اين است كه جريان حركت در اين انقلاب دقيقاً يه جريان تكليف محور بود كساني كه در كربلا در كنار سيدالشهداء بودند از آن شخصيت بالا و والايي مثل قمر بني هاشم (ع) تا آن نازل ترين فرد حتي تا آن بچه‌های كوچكی كه در عرصه‌ي قيام سيدالشهداء (ع) دخالت داشتند اين ها همه تكليف محور بودند يعني شما صبح عاشورا اگر يک نظر خواهي مي‌آمد و از يكايك لشكريان سيدالشهداء(ع) نظر خواهي مي‌كرد كه چرا آمديد به ميدان جنگ 120 نفريد مقابل 120000 نفر چرا آمديد و ايستاديد، اين ها تكليف را مطرح مي‌كردند. يعني ما به عنوان اينكه امامان حجت بالغه الهي در مقام اعلان حق و در مقام مقابله‌ي با فساد و باطل به ميدان آمده ماهم وظيفه داريم از امام زمانمان حمايت كنيم و بر اساس تكليف آمديم، پاي تكليفمان هم مي ایستیم و نقطه نهايي تكليف ما جان دادن ما است، تا آنجا جا ما مي‌ايستيم تا به تكليفمان عمل كنيم. ببينید عزيزان مسائل ديگر از اين بدست مي‌آید كه حالا در اين جان دادن چقدر به خدا نزديك مي‌شوند. در اين جان دادن چقدر در راه خدا قدم بر مي‌دارند، در اين جان دادن چه ارتباط قلبي بين آنها و خدا برقرار مي‌شود در اين جان دادن و در اين هدف جان دادن در راه حمايت از امام و اجراي تكليف دين مدار اين ها از نظر سير و سلوك، از نظر قرب به حق، از نظر عشق به پروردگار چقدر بالا مي‌روند ای حرفهابرای بعد است ، اما اول قضیه تكليف محوری است ، در آن لحظه‌ي اول حرفهایی كه يكي يكي شب عاشورا با امام حسين(ع) زدند موضع گيري‌هايي كه اين‌ها روز عاشورا با امام حسين(ع) داشتند حتی موضع‌گيري‌هايي كه اينها در ميدان جنگ رجز مي‌خواندن همه ي اين ها حاكي از تكليف محوري بود حركتي را كرديم تا پاي جان هم ‌ مي‌ايستيم براي آن كه تكليفمان را انجام بدهيم. تكليف ما حمايت از حجت بالغه الهي است. حجت بالغه الهي هم حركتي را انجام داده براي آشناسازي مردم و براي تبيين مردم در شناخت فساد وصلاح و حق و باطل ما هم در كنار آن مقابله مي‌كنيم از روی تكليفمان اين یک جريان تكليف محور بود از آن طرف از خود يزيد گرفته از خود عبيدالله زياد و عمر بن سعد گرفته تا آن عدنا فرد عشايري بياباني كه به اين جنگ با امام حسين(ع) آمده بود همه ی آنها قدرت محور بودند و همشون مادی محور بودند منتهي فرق بين بالا و پايين زيادي و كمي، گراني و ارزاني آن قدرتي بود كه براي او دست و پا مي‌كردند، يزيد مي‌خواست سلطنتش را حفظ كند، عبيدالله زياد مي‌خواست عمارتش را بر عراق حفظ كند، عمر سعد مي‌خواست به ملك ري برسد، وقتي قضیه مي رسيد به آن عشايری بيابانگرد او هم مي‌خواست يه لقمه نان نصیبش بشود. همه آنها قدرت محور بودند و جز قدرت هيچ چيزي در نظر نداشتند، یعنی اين دو صف يه صف قدرت محور و يک صف تكليف محور، آن ها به خاطر تكليف آمده بودند اینهاهم به خاطر قدرت آمده بودند. اين جريان تكليف محور و قدرت محور در همه‌ي عرصه‌هاي سياسي ديني براي ما وجود دارد. يعني يک جايي ما در عرصه‌ي سياست تكليف شرعي نداريم، تكليف الهي نداريم، تكليم اسلامي نداريم، جريان تكليف محور به هيچ وجه وارد نمي‌شود ولي جریان قدرت محور در هركجا كه بخواهد ببينيد مي‌تواند به قدرت برسد ، وارد مي شود يعني ما وقتي مي‌آیيم در يک انتخابات مي‌خواهيم شركت كنيم، در يك انتخابات مي‌خواهيم كانديدا معين كنيم در يک انتخابات مي‌خواهيم كانديد بشويم، در يک عرصه‌ي سياسي، در يك حزب، در يك جريان مي‌خواهيم بيايیم فعاليت كنيم، عنصر تكليف محور اول حساب مي‌كند از نظر شرعي، از نظر ديني، چقدر در اين فعاليت سياسي وظيفه برعهده دارد، آيا وظيفه دارد يا ندارد و اگر وظيفه هم دارد تا كجا وظيفه دارد، گاهي اوقات وظيفه تا پاي جان ايستادن است مثل وظيفه‌ي شهداي كربلا و گاهي اوقات وظيفه در حد يك لفظ، در حد يك كلام است، در حد يك اعلاميه و در حد يك هماهنگي و همكاري است، دقيقاً اولاً تشخيص وظيفه‌ي شرعي خودش را مي‌دهد بعداً‌ تشخيص حوزه‌ي وظيفه‌ي شرعي خودش را مي‌دهد كه اصلاً‌ حوزه‌ي وظيفه‌ي شرعي او چقدر است . اين جريان براي خود بنده در همين مسئله‌ي انتخابات پيش آمد. قبل از اين دوره خبرگان، دوسه دوره قبلي هم باز به بنده پيشنهاد مي‌شد كه در تهران مثلاً‌ به عنوان خبرگان انتخاب بشوم اين را به عنوان نمونه و مثال مي‌خواهم بگویم نه به عنوان قضيه ي خودم، بنده كه نمي‌پذيرفتم به اين ها بگویم كه بنده چه تكليف شرعي دارم بيام به مردم بگویم كه هزار نفر ، صد هزار نفر، 200 هزار نفر، 1 ميليون نفر بياييد به من وكالت بدهيد واجب شرعي شما را به نمايندگي از شما انجام بدهم ، واجب اول اينكه ، ولي امر را بشناسم، واجب دوم به كالت از شما با او بيعت كنم، واجب سوم بر او نظارت كنم در حفظ شرايطش گفتم كه من چه تكليف شرعي دارم بيایم به مردم بگویم که من وكيل شما بشوم در انجام تكليف شرعي شما و اين را قبول نمي‌كردم، اين دفعه هم بنده را به زور وادار كردند و بنده هم بر اثر اصرار زیاد گفتم بيشتر از اين كه بروم در فرمانداري ثبت نام كنم تكليف ديگري ندارم . جنابعالي مي‌خواهي كانديدا بشوي براي نمايندگي مجلس، خُب مي‌خواهي بگویی آقاي مسلمان، مشاركت سياسي تكليف شرعي همه است، مشاركت سياسي را همه كه نمي‌توانند انجام دهند بايد يک اقليت معدودي اين ها در سياست و در اداره‌كشور دخالت داشته باشند، چه در حوزه ي برنامه ريزي چه در حوزه‌ي اجرايي . جنابعالي مي‌خواهي نماينده‌ي مجلس بشوي چه تكليف شرعي است كه شما به مردم بگویي، به صد نفر ، به هزار نفر ، به صد هزار نفر ، به 1 ميليون نفر ، آقا به من وكالت بدهيد تا تكليف شرعي ، وظيفه ي شرعي شمارا از نظر مشاركت سياسي به جاي شما ، من در حوزه‌ي برنامه ريزي انجام بدهم. مگر وقتي كه شما ببینید اساس اسلام در خطر است ، حمايت از دين در آن حدي كه بايد انجام بگيرد انجام نمي‌گيرد، در رعايت احکام الهي و حدود الهي در عرصه‌ي برنامه‌ريزي یک كشور و يک نظام ممكن است اگر شما نرويد، عناصرنامساعدی بروند و الآن در اين عرصه يک جوري است که شما نرويد، جاي شما يک آدم عوضي مي‌رود و اين تكليف شرعي که آدم بايد برود تا آخرين قطره‌ي خونش هم بايد بايستد هستيش را هم بايد بدهد. همه گونه فعاليت اقتصادي ، فعاليت اجتماعي، فعاليت سياسي بايد بكند چون تكليف است. ببينید عزيزان، الآن جریان كربلا است، خُب سياست براي ما به عنوان تكليف ارزشي است نه به عنوان قدرت لذا بحث اين نيست كه اگر آمدند در يک عرصه‌اي ما فعال سياسي بوديم سهم ما در منصب، در مقام، در پول، در مزايا، در امتيازات از اين فعاليت سياسي چه مي‌شود، اين را مانباید حساب کنیم. چون ما تكليف محور هستيم بر اساس تكليف وارد عرصه شديم. كار خودمان را انجام داديم ، تكليفمان را به جا آورديم، الحمد الله به نتيجه هم رسيديم. خُب مي‌رويم دنبال كار و كاسبيمان، دنبال كارمان، به ما گفتند بيا اين كار را انجام بدهید، باز هم تكليف محوریم. ببينم آیا من تكليف دارم اين كار را انجام بدهم يا تكليف ندارم. اين كار را انجام بدهم اگر موظف شرعي هستم انجام مي‌دهم به من نگفتن كه اين كار راانجام نده، خُب من هم نمي‌دهم راحت، بار از روی دوشم برداشته می شود. لذا در جامعه ی تكليف محور هيچ‌گاه بعد از رسيدن به هدف سياسي اختلافي، تنازعي، برخوردی پيش نمي‌آید. به عكس جامعه‌ي قدرت محور انسان‌هايي كه حركتشان در سياست و دخالتشان در سياست به عنوان قدرت محوري ، برای رسیدن به قدرت درست مثل گرگان درنده‌اي كه به سر يك شكاري مي‌رسند اول هميدگر را پاره پاره مي‌كنند. سهم تو چقدراست، سهم من چقدراست ، تو چقدر پيشرفت كردي، من چقدر پيشرفت كردم، تو چقدر بردي، من چقدر بردم. ما الان مشكلي كه در طول اين انقلاب واقعاً داشتيم در حركت جريان‌هاي سياسي ، ببينید ، آرم اصلاحات و اصول گرايي را بگذارید كنار. واقعيتي كه الآن در نظر بگيريد اين بوده كه بعضي از جريان‌ها وقتي قدرت محور بودند از همان اول حزب تشكيل دادند و عضو گرفتند. آدمها را جذب كردند فقط براي اينكه اين ها در جريان قدرت نظام و قدرت جامعه سهم داشته باشند و دقيقاً‌ در عرصه‌ي قدرت يابي خودشان را به آب و آتش زدند و به خاك و خون كشيدند، فعاليت كردند و آنجایی كه به قدرت نرسيدند، شكست خورده به حساب آمدند. آنجایی كه به قدرت رسيدند پيروز به حساب آمدند، شروع كردن عرصه را از غير جريان خودشان پاكسازي كردند و تا مي‌توانستند قدرت را در خودشان نهادينه كردند. ما در اين سي ساله عمر انقلاب، اين نمونه‌ها را در اين تحولات سياسي داشتيم. وقتي جريان هاي قدرت محور مي آمدند و در رأس قدرت اينها اينطور برخورد مي‌كردند، انسان‌هاي تکلیف محوري داشتيم كه از شركت در يک تظاهرات، در يک راهپيمایی، شعار دادن تا شركت در جبهه، تا فداكاري كردن در شب عمليات، تا زير باران آتش رفتن ، تا به ميدان مين رفتن، تا همه جا مي‌رفتند و مي‌ايستادند. به عنوان تكليف شرعي، به عنوان انجام واجب شرعي ، روزي هم كه كار تمام مي‌شود پيروز شدند، آمدند و رفتند دنبال كار و كاسبيشان. سهمي نمي‌خواهند، چيزي نمي‌خواهند، آمدند و مطالبه‌اي ندارند، اين مسئله تكليف محور و قدرت محور ، هم در حركت‌هاي جرياني، هم در حركتهاي فردي، در حوزه‌ي سياست براي ما يک معيار مهمي است بين لشكر عمرسعد و لشگر امام حسين(ع). ببینید تابلوي قدرت محور چه در حوزه‌ي جرياني، چه در حوزه‌ي فعاليتهاي فردي، در حوزه‌ي سياست، لشگر عمرسعد اند. كساني كه به سرنوشت مسلمانها، شانه‌ي مسلمين، تغيیر امور اجتماعي مسلمين را ابراز كنند، براي آنكه خودشان به قدرت برسند و در سايه‌ي قدرت شروع كنند به بردن، چاپيدن ، لذت بردن، استفاده كردن، اين ها دقيقاً عضو لشگر عمر سعد اند؛ فرق نمي‌كند، حال ولو ياحسين بگوید، يا ابالفضل بگوید، سينه براي امام حسين(ع) بزند، دم از عشق ابي عبدالله(ع) هم بزند، اين لشكر عمرسعداست. چون اين ساده نيست، سرنوشت امتی ، ملتی را آن هم به نام دين ، ملعبه قراردادن براي به قدرت رسيدن و براي امتياز گرفتن و پست گرفتن، اين لشگر عمر سعداست. عنصر تكليف محور كه در حد تكليف وارد حوزه‌ي سياست مي‌شود و سياست برایش به عنوان تكليف شرعي مطرح است، اين واقعاً جزء ‌تبار سيد الشهداء (ع) است ولوفقط در زندگيش يک شعار بيشتر نداده و در يک راهپيمايي بيشتر شركت نكرده، بيشتر از اين وظيفه نداشته، تكليف نداشته، همان قدر از او بر مي‌آمده، همان قدر هم اقدام كرد است ، اين جزء تبار سيدالشهداء (ع) است. فاصله‌ي بين جريان قدرت محور و تكليف محور خيلي در حركت‌ها مختلف است . گاهي از اوقات جريان‌هاي قدرت محور وقتي وارد عرصه‌ي كار سياسي مي‌شوند، چون براي آنها قدرت مطرح است، هدف ، وسيله را توجيح مي‌كند. مي‌خواهند به قدرت برسند، در مقام رسيدن به قدرت از همه چيز به عنوان ابزار استفاده مي‌كنند، حتي از معصيت خدا، حتي از نافرماني خدا، فعل حرام انجام دهند، دروغ بگویند، غيبت بكنند، تهمت بزنند، جنايت بكنند ، آدم بكشند، از همه‌ي انواع جريان‌هاي بي ديني استفاده مي‌كنند. بي ديني براي قدرت محور يک ابزار بسيار قوي و نيرومندي است، لذا گاهي از اوقات شما در رقابت جريان هاي قدرت محور و تكليف محور جريان‌هاي قدرت محور پيش مي‌برند و جريان هاي تكليف محور عقب مي‌افتند، به خاطري كه جريان‌هاي قدرت محور مجهز به تمام ابزار و وسايل بي ديني و لامذهبي است، اما جريان تكليف محور ابزار بي ديني ندارد، مي‌رسد به يک مرزي مي‌بيند حرام است ، او در اين مرز حرام متوقف مي‌شود ولو اين جا توقفش باعث می شود كه اينجا عقب بيفتد، باعث مي‌شود كه ديگر رقيبش جلو بيفتد. ولي در عين حال متوقف مي‌شود، ميگوید اين يک حرام است ، خدا راضي نيست چون من به عنوان تكليف شرعي مي‌خواهم يک قدم بردارم. برای اینکه خدا از من راضي باشد تكليفم را انجام بدهم اگر يک حرام ،ابزار رسيدن من به هدف شد اين حرام ،خدا را ناراضي مي‌كند خوب بگذارمن به هدف نرسم ، طبيعي است كه در اين حركت‌ها و اين موازنه قدرت‌ها، جريان تكليف‌محور ممكن است عقب بیافتد و جريان قدرت محور جلو بیافتد آن وقت یک جای دیگه قضیه برعکس است جریان تکلیف محور جلو می‌افتد و جریان قدرت محور عقب واین در مرحله‌ی محاسبه است در حرکت سیاسی جریان قدرت محور می آید محاسبه می کند اگر یک قدم را برداشت یک حرکت را انجام داد چقدر به قدرت نزدیک میشود در مقابل آنچه که مصرف می‌کند و هزینه سازی می‌کند آیا قدرتی را که بدست می‌آورد با این هزینه می‌ارزد یا نمی‌ارزد خوب وقتی بنا شد در هزینه‌سازی دید نمی ارزد این هزینه باآن قدرتی که بدست می آورد، طبیعی است که اقدام نمی‌کند، متوقف می‌شود راکدمیشود رقیب که جریان تکلیف محوراست میرود جلو. اما عنصر تکلیف محور این نیست، محاسبه ندارد موازنه ندارد هیچ وقت هزینه را با نتیجه با هم مقایسه نمی کند. من تکلیفم این است در حوزه وارد بشوم این کار را انجام بدهم به جایی می‌رسم یا نمی‌رسم، نتیجه میدهد نتیجه نمی‌دهد من باید تکلیفم را انجام بدهم تکلیفم را تا کجا انجام بدهم ،تا پای خونم تا پای جان دادنم چون تکلیف واجب الهی به هیچ عوان سقوط نمی‌کند از عهده‌ی من . خوب او می ایستد مقاومت می کند پیش می‌برد پیروز میشود. همیشه در حرکت‌ها این نوسان بین رقابت جریان‌های قدرت محور با جریانهای تکلیف محور وجود دارددر عرصه های سیاسی هم در همه زمانهایک اصل مسلم ثابت قطعی است که رقابت بین جریان قدرت محور و جریان تکلیف محور وجود دارد با این تفاوت که در مسئله‌ی حرکت جریان‌های تکلیف محور اگر متنوع و مختلف و متعدد باشند می‌توانند باهم یکی بشوند اما جریان‌های قدرت محور اگر متعدد شدند در حوزه‌ی رقابت نمی‌توانند با هم یکی بشوند، چون ضمن این که می‌خواهند جریان تکلیف محور را به عقب بزنند خودشان هم دربه قدرت رسیدن با هم رقابت دارند و نمی‌خواهد رقیبش جلو برود لذا انسجام وحدت بین آنها امکان پذیر نیست. اما در جریان‌های تکلیف محور انسجام وحدت بین جریان ها امکان پذیر است به خاطر اینکه همه شان یک هدف دارند تکلیفشان را می‌خواهند انجام بدهند چه بهتر که با هم این تکلیف را انجام بدهیم و به جا بیاوریم . لذا عزیزان ببینید اگر ما این ها را به عنوان یک اصل خط مشی خودمان قرار بدهیم، اصلی که ما از کربلا گرفتیم و اصلی که ما از عاشورا گرفتیم به عنوان جریان های اصول گرای تکلیف محور در عرصه‌ی زندگی، به هیچ وجه اختلاف سیلیقه‌ها ، اختلاف نظرها و اختلاف بینش ها ما را از هم جدا نمی‌کند و ما به هم وابسته و پیوسته خواهیم بود چون هم شما تکلیف محور هستید و هم برادر شما ،هردو با هم می خواهید یک تکلیف شرعی را انجام بدهید حالا اگر در اجرای یک برنامه با هم اختلاف نظر دارید دیگر دست به یقه‌ی هم نمی‌شوید یا هم دیگر را قانع می‌کنید یا یکی می‌رود کنار مینشیند و می گوید تو بهتری بیا تو بگیر تکلیف را دیگه برخورد به وجود نمی‌آید ما اشکالمان این است که وقتی وارد عرصه‌ی سیاسی می‌شویم ،الگوی ما، رقابت سیاسی اخذ شده‌ای از جریان‌های قدرت محور است و همین باعث می‌شود که ما مشکل پیدامیکنیم، مخصوصاً در مقابل رقیب قدرت محور و نمی‌توانیم همه با هم یکی بشویم چون ما می‌خواهیم آن الگو را پیاده کنیم درحالی که بین خود و خدا نمی‌خواهیم به قدرت برسیم مانمی‌خواهیم حزب ما به قدرت برسد نمی‌خواهیم جریان ما به قدرت برسد ما می‌خواهیم تکلیف شرعی را انجام بدهیم فکر می‌کنیم برای اسلام برای این نظام برای مردم این برنامه، این جریان ،این شخص مؤثرتر، مفید تراست می رویم دنبالش وبراساس تکلیفمان اقدام می‌کنیم . ما اگر فرهنگ تکلیف محوری را در ساختار تشکیلاتی خودمان نهادینه اش کنیم این را بدانید که هرگونه قدم در حوزه‌ی سیاست بالاترین عبادت خواهد بود و دقیقاً سیدالشهداء (ع ) در کربلا، نقطه تمایزشان لشگر امام حسین(ع ) با لشگر عمر سعد همین مسئله‌ی تکلیف محوری و قدرت محوری بود این بهترین آموزه‌ی اخلاق سیاسی برای انسانهایی است که وابسته ی به عاشورا هستند عشق به سیدالشهدا(ع ) دارند امام حسین(ع ) رادر زندگی‌شان جدی گرفتند، امام حسین(ع ) برایشان اسطوره نیست امام حسین(ع ) برایشان تابلو نیست که تماشایش کنند و امام حسین(ع ) برایشان یک امام است یک هادی است یک رهبر است یک حجت بالغه‌الهی است. آموزش داده، آموزش بصری و آموزشش هم باید در زندگی اجتماعی ما پیاده بشود. این گرایش جدی سیدالشهداء (ع ) است و برادران بیان این آموزه‌ها را قطعی بگیریم . اولا از یک حالتهای بی تفاوتی نه تنها خودمان بیرون بیایم ، دیگران را هم بیرون بیاوریم اینکه آدم بیاید یه یا حسین بگوید و بی توجه از کنار مسائل بگذرد درست نیست ما در طول تاریخ هرچه قدر از کربلا عقب ماندیم ، همان قدر از حیات سیاسی دینی مان عقب ماندیم .هرچقدر با کربلا آمده ایم همان قدر در عرصه‌ی حیات سیاسی دینی‌مان جلو آمدیم . می گویند در زمان مشروطیت در تبریز روسها می‌خواستند مرحوم شهید سقة الاسلام را به شهادت برسانند سقة الاسلام یکی از روحانیون مجاهدی بود که در قضیه‌ی مشروطیت در کنار ستارخان و باقرخان با استبداد مبارزه کرد و در وقتی که محمد علی‌شاه به سلطنت رسید که مجلس را به توپ بست ، بوسیله روسها محمد علی‌شاه تأیید می‌شد، تقویت می‌شد، روسها سقة الاسلام را به عنوان یک قهرمان مشروطیت در تبریز گرفتند. شاید جمعیت سلاد روسیه هم به 30، 40 نفر بیشتر نمی‌رسید در آن زمان ایشان راگرفتند و زندان کردن و بعد هم حکم اعدامش را صادر کردند، در یک دادگاه نظامی و قرار بر این شد روز عاشورا بیایند ایشان را در تبریز اعدام کنند و از بین ببرند، خوب بعضی از افرادی که این ها تا اندازه‌ی آن روز هم بینش سیاسی داشتند در بیرون قضیه ناراحت بودند یک عالم روحانی مجاهد را بیاورند در روز عاشورا روز شهادت سیدالشهداء (ع ) اعدام کنند آن هم کفار، خیلی سنگین بود، می‌گویند آن زمان در تبریز یک هیئتی بود، ده هزار نفر سینه زن داشت یک هیئت قوی نیرومندی در دهه عاشورا، این ها انواع اقسام اطعام ها می‌کردند، دسته راه می‌انداختند، ده هزار سینه زن و زنجیر زن این هیئت داشت خوب این‌ها گفتنند که ما یک هیئت ده هزار نفره در تبریز داریم روز عاشورا، هم روز امام حسین است، این هیجان شور حسینی در میان مردم برپاست 30 تا 40 تا سلاد کافر روسی بیایند یک روحانی نوکر امام حسین(ع) را بگیرند اعدام کنند مقابل چشمان این همه سینه زن ، زنجیر زن امام حسین (ع ) آمدند این آقای سرهیئت را دیدند که آقا جنابعای که ده هزار تا سینه زن داری شما بریزید وسط قضیه این‌ها 30، 40 نفر بیشتر نیستند، ده هزار نفر بریزید سر 30 ، 40 نفر آن موقع هم مثل الان نبود ، مسئله سلاح هم در میان مردم زیاد بود گفتند ده‌هزار نفربریزند، هرچند که آنها مسلح باشند به سر 40 ، 50 نفر اگر نتوانستند آنها را شکست بدهند یک حاشیه خوب می توانند درس کنند و این آقا شیخ را نجات بدهند ، حداقل فراری اش بدهند وخون یک نوکر امام حسین (ع) در روز عاشورای امام حسین (ع ) ریخته نشود آمدن چند نفر، این آقای سر هیئت را دیدند، این آقای سرهیئت گفت : آقا ما روز عاشورا سینه می‌زنیم، رنجیر می‌زنیم، اطعام می‌کنیم، غذا می‌دهیم، هر که را می خواهند بکشند هر که را می خواهند نکشند به ما چه و مرحوم سقة الاسلام یک روحانی مجاهد را 30، 40 تا سلاد روس درشهر تبریز روز عاشورا اعدام کردند. ببینید عزیزان اصلاً اسطوره‌ای دیدن کربلا آدم را تا کجا منحرف می‌کند، اساطیری برخورد کردن با امام حسین (ع کار را به کجا می‌رساند، می‌گوید ماسینه مان را می‌زنیم برای امام حسین (ع ) و زنجیرهم می‌زنیم ، اطعام هم می‌کنیم هرکسی را می‌خواهند بکشند یا نکشند، کاری نداره یعنی اگر بناشد خدایی نکرده ماهم در برنامه‌های سیاسی الگو را از جای دیگه‌ای گرفتیم نظر، نظر خودمان بود، برنامه ،برنامه‌ی خودمان بود، از کربلا الگوگیری نکردیم ، ما هم با همین ها محشور خواهیم شد. هم بایستی اولاً‌این بصیرت را در مردم توسعه بده یم که مسئله عاشورای امام حسین (ع) مراسم نیست مسئله‌ی جریانی است که جریانی که امروز در جامعه‌ی ما وجود دارد و بایستی تبار امام حسین(ع ) به عنوان تبار تکلیف محور بیا یند درحوزه‌ی سیاست در همه‌ی حوزه ها و در همه‌ی عرصه ها و نکته‌ی دوم اینکه که خودمان هم در حرکت‌هایمان تکلیف محور باشیم ساختار تشکیلاتی مان رابراساس تکلیف محوری تنظیم کنیم نه براساس قدرت محوري . خوب اگر براساس تكليف محوري تنظيم شود ديگر بنده معطل حکمی نمي‌شوم معطل فرماني نمي شوم معطل اين كه کجا به من سمت بدهند كجا به من منصب بدهند می روم و پاي كار مي ايستم . هيچ جهات شخصيتي جهات موقعيتی اجتماعي را به هيچ وجه من در نظر نمي گيرم آن جايي كه به بنده يک سمتی دادند در آن سمت خدمت می کنم ، آنجایی که ندادند در آن مقداری که كاري از دستم برمي‌آيد كمك مي‌كنم، ما اگر بنا شد جرياني را بر حق دانستيم و آورديم جریان را سركار، با همه‌ي وجود بايد كمكش كنيم نمي‌توانيم بگویيم كه خوب حالا چون از این قضيه براي ما آبی گرم نشد ديگر هيچ و ما كاری نداریم اين ها همه اش فرهنگ قدرت محوري است و با الگوي تكليف محوري سيدالشهداء (ع ) در كربلا اينها همه فاصله دارد يعني ببينيد حتي آن بچه های كوچكي كه مي‌آمدند در صحراي عاشورا اين ها براساس تكليف مي‌آمدند و خودشان را موظف مي‌ديدند كه اين ها مي‌آمدند. اين جريان حضرت قاسم خوب يک آقازاده‌ي 13 ساله اي كه در كلاس اول و دوم راهنمايي كه يک بچه تمام وجودش چقدره تمام حجمش چقدراست ، وقتي مي‌آيد در ميدان سخني كه با امام حسين(ع ) مي‌زند همه ش بناي تكليف محوري است مي‌آیددر ميدان مي‌ايستد، یک بچه ي دوم راهنمايي مقابل 120 هزار نفر شمشير بدست مي گيرد و وقتي بنا شدكه ما در عرصه‌ي تكليف محوري آمديم ،قدرت هم پيدا مي‌كنيم، قوي هم مي‌شويم، نيرومند مي‌شويم. اصلا وضعیتی که اهل بيت امام حسين (ع) در جريان اسارت داشتند ، اين فشارهايي كه اين ها مي آورند اين فشارها يک فشارهاي عادي كه نبود يک فشار معمولي كه نبود، فقط آنچیزی که اينهارا نگه داشته بود يک حس تكليف محوري بود. عزيز ما كشته شد امام حسين(ع ) و عزيزانش او جان دادند و رسالت اين قضيه به گردن ماست ، ما بايد برنامه‌ي اين‌ها را در جهت توسعه فرهنگ و انديشه و فكرشان را در مردم توسعه بدهیم . چون امام حسين (ع) از روز اول هدفش در انقلاب فقط همين بود اصلاً قيام مسلحانه نكرد چون اگر قيام مسلحانه می خواست بکند راهش اين نبود ، امام حسين(ع ) مي‌خواست نفرت از يزيد و بني‌اميه راونفرت از ظلم و ظالم و حس حركت و جنبش مردم در مقابل سلطه ظالم اين را توسعه بدهد اين كار امام حسين ( ع ) بود. زن و بچه‌ي امام حسين وقتي اسير شدند حساب می کردند در این قضیه مکلفند، حالا اسارتشان به هر شکلی می خواهد باشد. حالابه اینها غذا ندهند، آب ندهند، كتك بزنند ، تازيانه بزنند، اينها بايست مروج اين تفكر و اين فرهنگ باشند، حرف هم كه مي‌زنند، هرجا كه مي‌رفتند از مظالم خودشان چيزي نمي‌گفتند . شما خطبه ي حضرت زينب (س) در كوفه در شام رابررسي كنيد ، خطبه‌ي حضرت سجاد(ع ) ، حضرت ام كلسوم، خطبه ي فاطمه بن الحسين، اينها را وقتي كه بررسي مي‌كنيم هيچ‌گونه مظالمي كه برخودشان وارد شد و اين ها را چقدر زجر دادن، اينا چيزی به مردم نمي‌گفتند روی اصولي كه مي‌كردند، روی مسائل، اين عبارت حضرت زين العابدين (ع) كه مي‌فرمايد: « أن ابن من قتل الصبري و كفي بي فخري» من پسر كسي هستم كه با شكنجه كشته شد و به همين هم افتخار مي‌كنم. شايد امروز ما در جامعه‌اي كه فرهنگ شهادت داريم حرف زين العابدين (ع) يک حرف خيلي دور از آبادي و مستبعدی نباشد ، براي ما خوب معلوم است شهادت آرزوي اولياي خداست و در شهادت هرچه زجر بكشد قربشان در اين عمل به خدا نزديكتر است لذا زين العابدین ( ع ) ميگوید (وکفی بی فخری) اما زين العابدين (ع ) این را در يک جامعه ای می گوید در یک فرهنگی می گوید که شهادت هيچ ، جزدزديدن، جز چاپیدن جز خوردن و عیاشی کردن در آن فرهنگ و آن مردم هیچ چیز نیست. به آنها مي‌گوید « أن ابن من قتل الصبري و كفي بي فخري»يعني مظالمي كه اينها بر اهل بيت امام واردكردند مظالمي بود كه نه يک بچه‌ي 4 ساله و 5 ساله بلكه هيچ زن بزرگ ،یک قهرمان نمي‌تواند مقاومت كند در مقابل شری ومظالم ، بچه‌هاي 4 ساله مقاومت مي كردند، امام باقر (ع) در جريان كربلا 4 سال بيشتر سن نداشتند اين ها مقاومت مي‌كردند، چرا؟ چون تكليف محور بودند تكليف برداشته نشده عزيزانشان کشته شدند ولی تکلیف به گردنشان است . می گویند وقتي اهل بيت سيدالشهداء (ع ) را آوردند به شام ،در روزهايي اولي كه اهل بيت وارد شام شدند يزيد اين فرماندهان لشگر را یک روز طلبيد به هركدام جايزه داد كه در جريان كربلا پيروز شدند، هركدام مي‌آمدند يک گزارش مي‌دادند كه در كربلا چه كردند و يزيد هم برحسب ميلش جايزه به طرف مي‌داد يكي از فرماندهاني كه يزيد خيلي روی آن حساب مي‌كرد واز نظر يزيد هم خيلي آدم وابسته به بني اميه بود، هم روي شجاعتش يزيد حساب مي‌كرد و هم روي وفاداريش به بني اميه، اين كه گزارش داد يزيد ديد كه اصلاً روحيه ندارد، خورد شده است، حرف نمي‌تواند بزند تعجب كرد گفت چته؟ چرا روحيه ات را از دست دادي چرا اینقدر خورد شدي، جنگي كرديد پيروز شديد حسين بن علي را كشتيد، اصحابش را كشتيد زن و بچه اش را اسير كرديد، خوب چرا روحيه ات را از دست دادي ، اين فرمانده گفت كه خليفه آيا من درامانم اگر بگویم چرا روحيه ام رااز دست دادم، گفت بله در اماني، گفت يک 84 زن و بچه روحيه را از من گرفتند من را خورد كردند ، وقتي كه ما اينان را اسير كرديم عمرسعد ما فرمانده‌ها را جمع كرد به ما گفت اينها يک اسرايي نيستند مثل اسراي جنگي كه شما بين خودتان تقسيم كنيد ، به عنوان كنيز ببريد بازار بفروشيد، ما با اين ها كار داريم، بايستي دو كار بكنيم، يكي اینکه اين‌ها خودشان را فراموش كنند، يادشان برود بچه‌ي پيغمبرند یادشان برودکه به یک شخصیت والایی وابسته اند، كه هيچ وقت درصدد انتقام، حتي بچه هاي اينها برنيایند ،كار دوم اين كه اين‌هااهل بيت پيغمبراند ما بایستی اینها راکاری كنيم كه بوسیله اینها هیبت پیغمبر را از چشم مردم بریزیم ديگر مردم براي پيغمبر ارزشي قائل نباشند هرچه در چشم مردم هست بايد هیبت بني اميه باشد این دو کار را باید بکنیم وتنها کار این است که ما باید این هارا شكنجه بدهيم ، اينهارا بايد غذا ندهيم، آب ندهيم ،آنقدر شکنجه بدهیم كه زیاد تشنه شوند واز شدت تشنگي التماس كنند با التماس به اين ها غذا و آب بدهيم که اینها خورد بشوند وشخصیت تباری خودشان را فراموش کنند و جوري با اين ها عمل كنيم كه اين ها را وقتي در بازار مي‌بريم آن نگاه قبلي مردم از آن ها دور شود ديگر هيبت پيغمبر از چشم مردم برود گفت عمر سعد به ما يک چنین مـأموريتي داد. لذا شما در اين تعابير زيارت ناحیه مقدس مي خوانيد: امام زمان (عج ) به سيدالشهداء (ع )مي فرمايد : آقا یا جدا عزيزان شما را با آهن بالاي اقطاب محملها بستند ، اقطاب جمه قطبه است آن چوبی را می گویند که در دو طرف كوهان شتر مي‌بندند اينهايي كه مي‌خواهند سوار شتر بشوند و يك پارچه‌اي مي‌اندازند، و شترهايي كه براي بچه‌هاي كوچك آورده‌ بودند تخته نداشت، کجاوه نداشت، محمل نداشت و اين بچه‌ها نمي‌توانستند كنترل خودشان را حفظ كنند تعبير زيارت ناحیه مقدسه اين است كه اين بچه كوچولوها پاهایشان را با آهن بسته بودند بالاي اين تخته‌ها بچه‌ي چهارساله، بچه‌اي كه نمي‌تواندخودش را حفظ كند، اين فرمانده گفت كه ما با اين ها اين جوري عمل كرديم. سوار اين‌ قطب ها كرديم هرچه به اين ها آب نمي‌داديم كه اين ها تشنه بشوند اين‌ها يک بار به ما التماس کنند نمي‌كردند، به اين‌ها غذا نمي‌داديم و آخر الامر مجبور شديم كه آنها را كتك بزنيم كه با تازيانه بزنيم و اين‌ها التماس كنند بگویند نزن ،حتي ما شنيدن يک كلمه‌ي نزن را آرزو داشتيم، كه اين ها يک بارهم نمي‌گفتند نزن، حداكثر حركتي كه اين‌ها انجام مي‌دادند اين بزرگترها خودشا ن را روي بدن اين كوچكترها مي‌انداختند اين ضربات تازيانه را به بدن خودشان مي‌گرفتند وبرای اين كه اين كوچكترها زير ضربات تازيانه تحملشان را از دست ندهند، اين ها روحيه‌ي من را خورد كردند، اينها چه کسانی بودند و چقدر مقاومت میکردند . ببینید عزیزان ، با تكليف محوري اينان چه مي‌كنند. يک بچه‌ي 4 ساله، وقتي در عرصه‌ي سياست تکلیف محور شدند تا اينجا مي‌روند و اينقدر هم مقاوم. لذا در گودي قتلگاه آن نازدانه يک جوري صحبت كرد كه تمام آنهایی كه امام حسين را كشتن گريه كردند. عمر سعد به هر فرماندهي كه مي‌گفت اين بچه را از بدن بابا جدا کن ، دید این فرمانده به پهنای صورتش اشک می ریزد. از آخر آمد يک عده‌اي كه از اين اعراب (بادیه نشینها ) بودند را جمع كرد و به اين‌ها گفت شما بياييد اين بچه را از روي بدن بابا جدا كنيد. اين باديه نشينان سنگ دل به مشت و لگد گرفتند، خُب ، زينب ديد الآن اين بچه را مي‌كشند، ديد چاره‌اي ندارد خودش را انداخت روی اين نازدانه ،ضربات را به تن خودش مي‌خريد.

 

تازه ترين خبر ها


سیاسیونی که به مشارکت در انفجــــار 8 شهريور 60 متهم اند

متهمـــــــان انفجــــار 8 شهريور 60 را بيشتر بشناسيد در بررسي ابعاد ناگفته،ابهام آلود و قابل پيگيري پرونده انفجار دفتر نخست وزيري و شهادت شهيدان ر ... بیشتر

دلجویی شیرین عبادی از همسر سارکوزی

شیرین عبادی در گفت‌وگو با رادیو فرانسه، از آنچه 'حملات مطبوعات ایران به کارلا برونی' نامیده، پوزش خواسته و از وی دلجویی کرده است. به گزارش شبکه ایران ... بیشتر

شعار پیشنهادی حزب نامشروع سازمان مجاهدین برای روز قدس

به گزارش جهان در این بیانیه، ضمن انتقاد تند از شعار انحرافی سال گذشته در روز قدس که نشات گرفته از اعتراض موسوی به حمایت ایران از فلسطین بود، آمده است: ... بیشتر

همه چیز درباره شایعات مربوط به آیت الله بهجت

حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی بهجت در گفت و گو با خبرنگار جهان گفت: در زمان آیت الله بهجت شایعاتی نسبت به ایشان روا شده است که ناحق بوده و ایشان همیش ... بیشتر

سو استفاده جنسی از مهاجران زن در آمریکا

یک گروه حقوق بشری آمریکا با انتشار گزارشی با ارائه اسناد و مدارک از سو استفاده جنسی از بازداشتی های مراکزنگهداری مهاجران خارجی پرده برداشت. به گزا ... بیشتر

کتاب ضدایرانی که در دانشگاه های خارج از کشور تدریس می شود!

به گزارش سرویس زنان جهان؛ پس از موضع گیریهای صریح مردم و مسئولین ارشد نظام پیرامون ضعف عملکرد فرهنگی در کشور به نظر می رسد یاد آوری برخی فعالیت های ضد ... بیشتر

انتقاد شديد دانشجويان تشكل ها از دفتر احمدي نژاد

حاشيه‌هايي از ديدار پرحاشيه ديروز احمدي نژاد انتقاد شديد دانشجويان تشكل ها از دفتر احمدي نژاد دیدار دانشجویان با رئیس جمهور از سال 86 تا کن ... بیشتر

ويژه نامه دفتر مقام معظم رهبري براي شهيد لاجوردي

ويژه نامه دفتر مقام معظم رهبري براي شهيد لاجوردي "شیعه‌ی تنوری خميني....." او به‌رغم بی‌مهری برخی مسئولان، اما با حمایت‌های امام، به كوتاه ... بیشتر

برنامه تيم خاتمي براي نفوذ سبزها در مجلس نهم

اعتراض شدید به لابی های جدید خاتمی برنامه تيم خاتمي براي نفوذ سبزها در مجلس نهم مجاب ساختن افراد مزبور به عدم همکاری با جریان فتنه،تلاش بر ... بیشتر

ناگفته‎‎هاي مسئول دفتر شهيد لاجوردي

ناگفته‎‎هاي مسئول دفتر شهيد بصيرت سيد اسدالله لاجوردي سازمان مجاهدين از منافقين خطرناك‎ترند گفت وگو با ميرزاآقايي، كسي كه سال ‎ها به‎دليل ... بیشتر

ناگفته‌هایی از روابط خانوادگی و سوابق سیاسی، نظامی و مدیریتی محصولی

در برنامه سیمای خانواده مطرح شد؛ ناگفته‌هایی از روابط خانوادگی و سوابق سیاسی، نظامی و مدیریتی محصولی برنامه سیمای خانواده به‌مناسبت هفته دولت با ... بیشتر

3خبر ويژه..

اصلاحات در پرده آخر انشقاق موضوع انشقاق در جریان دوم خرداد این روزها شدت عمیقی یافته است. به گزارش«جوان آنلاین»،ماجراهای اخیر بعد از ... بیشتر

فردوسي پور باخت،كم آورد،مچاله شد

الف:شب گذشته عادل فردوسی‌پور مجری استثنایی سیما در نبرد لفظی و استدلالی در برابر شریفی (رییس‌کمیته انضباطي فدراسیون فوتبال) نه فقط کم‌آورد، بلکه برای ... بیشتر

پاسخ شریعتمداری به سید حسن خمینی

در پی اعتراض مکتوب سید حسن خمینی به رییس صدا و سیما به خاطر آن چه که وی پخش گزینشی سخنان امام راحل و تلاش برای پوشاندن چهره رئوف و مهربان رهبر کبیر ... بیشتر

دست بندسبز به دست سربازان آمریکائی

برخی از سربازان آمریکائی در عراق دستبندهای سبز به دست دارند که بر روی آن نوشته شده است: free iran به گزارش جهان مسافرین و زائرین عتبات عالیات در مر ... بیشتر

خاتمی:پخش سخنان امام را متوقف کنید

ناظران سیاسی معتقدند از آنجا که اصلاح طلبان در ماه‌های اخیر با استفاده از عدم شناخت کافی نسل جوان از امام راحل(ره) کوشیده‌اند تا با شعار پیروی از آرما ... بیشتر

پاسخ رئيس سازمان صداوسيما به سيد حسن خميني

رئيس سازمان صداو سيما با انتشار نامه‌اي به سيدحسن خميني نسبت به انتقادات وی از برنامه شاخص پاسخ گفت. به گزارش رجانیوز، به دنبال پخش مستندی با عنوان ... بیشتر

توهین به نماد مقاومت با توليد لباس

در ادامه موج توهین به ارزش ها اخیرا لباس زیر با طرح چفیه وارد کشور شده است. به گزارش‌جوان،اخیرا نوعی لباس زیر با طرح چفیه به قصد توهین به این نماد ... بیشتر

به خاطر رهبری در برابر هاشمی سکوت می‌کنیم

آيت‌الله حائري شيرازي با بیان اینکه الآن باید در جامعه همدلی باشد تا دشمن بیش از پیش در خصوص آسیب رساندن به کشورمان مایوس شود،‌ اظهارداشت: هر فردی که ... بیشتر

مشروح سخنان ده ‌نمکی در تلویزیون در برنامه ديروز امروز فردا

كارگردان فيلم اخراجي‌ها گفت: اگر روزي ديديم كه در يك دانشگاه بسيج دانشجويي و انجمن اسلامي كنار هم و در يك صف قرار گرفته‌اند و از يك مسئول سوال مي‌كنند ... بیشتر

اسامي افرادي كه از مناظره ترسيدند؟؟

وحيد يامين پور در آغاز برنامه شنبه‌شب گفت: بعد از مناظره‌هاي داغ افرادي از جناح سياسي خاصي يا همان اصلاح طلبان شرايط گذاشتند. يامين پور با اشاره ... بیشتر

اعدام دو نفر از آشوبگران اغتشاشات اخیر

در پی اغتشاشات و اقدامات ضد انقلابی و ساختار شکنانه ماههای اخیر به ویژه در روز عاشورا، شعب دادگاههای انقلاب اسلامی تهران به اتهامات تعدادی از متهمان ر ... بیشتر

و باز هم دروغ گویی در خصوص وقف اموال دانشگاه آزاد

بر خلاف گفته های مسئولان دانشگاه آزاد، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت که مقام معظم رهبری درباره کم و کیف این موضوع نظری مطرح نکرده‌اند. به گزارش ... بیشتر

وقتی که "شاعره" معرکه گیر می‌شود!

سیمین بهبهانی از اعضای کانون منحله نویسندگان ایران و ازمدعیان روشنفکری اخیرا و پس از ناکامی‌های متعدد درچند سال اخیردر عرصه های مختلف ادبی و فرهنگی و ... بیشتر

اين ها ديكتاتوريست//اين فرد كيست كه از وي انتقاد نشود؟

یک روز پس از آنکه محمدجعفر بهداد، مدیرعامل سابق خبرگزاری ایرنا و معاون سیاسی دفتر محمود احمدی‌نژاد، از محکومیت خود در دادگاه آنهم به جرم نگاشتن مقاله‌ ... بیشتر

به هيچ‌كس باج نخواهم داد

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از مردم استان مازندران، از جمله مردم آمل و همچنین علما و مسئولان استان، حوادث تاریخی را ... بیشتر

آقاي انصاري! از كجا به كجا رسيده ايد؟!

روز گذشته آقاي مجيد انصاري عضو مجمع روحانيون مبارز طي سخناني در كنگره حزب مردمسالاري گفت؛ «برخي امروزه از اين جمله امام(ره) كه حفظ نظام از اوجب واجبات ... بیشتر

تاكتيك هاي پنهان جنگ نرم به روايت دو مقام سابق آمريكايي

دو مقام سابق آمريكايي طي مقاله مشتركي در روزنامه وال استريت ژورنال به بررسي اين موضوع پرداختند كه «آمريكا چگونه مي تواند از اپوزيسيون در ايران حمايت ك ... بیشتر

عقب نشيني مهدي كروبي/ رئيس جمهور را به رسميت مي شناسم

مهدی کروبی از موضعی که هفت ماه بر آن پافشاری کرد و به بهانه آن مواضعی تندی علیه جمهوری اسلامی و مسئولان عالی رتبه کشور گرفت، عقب نشینی کرد. دبیر کل ... بیشتر

سخنان هاشمي از سه پهلو هم گذشته است.

به گزارش خبرگزاري فارس از قم، آيت‌الله محمد يزدي پيش از ظهر امروز در ديدار مسئولان ارشد سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران با اشاره به سخنراني اخي ... بیشتر

تصميمات مجمع پس از ديدار خاتمي با موسوي

پس از راهپيمايي غرور انگيز 9 دي ماه و اعلام بيعت مجدد مردم با اصول انقلاب، سران جنبش سبز بيشتر منزوي شده اند. در اين راهپيمايي مردم درخواست برخورد جدي ... بیشتر

متن كامل سخنرانی آیت الله علم الهدی در جمع حامیان دولت اسلامی در مشهد

بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا اباعبدالله ، السلام علیک یابن رسول الله . و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه. عاليترين عرض ارادتها به صا ... بیشتر

آيت‌الله جوادي آملي: در اختلافات بر اساس قانون و نظر رهبر انقلاب عمل شود

آيت الله جوادي آملي در درس تفسير قرآن کريم خود به ريشه يابي وقايع اخير از ديدگاه قرآن پرداخت و گفت: اگر اختلافي است بايد بر اساس قانون و مطلبي که رهبر ... بیشتر

پاسخ مسئولان‌نظام به ابراز پشیمانی سران اصلاحات

شبکه ایران: فرقه ای که همگام با نخستین گام‌هایش ده ها راهبرد و برنامه کلان برای آینده ملت ایران ترسیم کرده بود، در کمتر از چند ماه در آستانه حذف از صح ... بیشتر

اعتراض روزنامه مسیح مهاجری به پخش سخنان ابوذر موسوی!

اقدام روشنگرانه رسانه ملی در پخش سخنان ضد دینی یکی از حامیان خارج نشین میرحسین موسوی با اعتراض روزنامه مسیح مهاجری روبرو شد. به گزارش شبکه ایران، ا ... بیشتر

شعار علیه موسوی و مشایی در حضور رئیس‌جمهور

شعارهایی در همایش اعضای ستادهای مردمی احمدی‌نژاد (امتداد مهر) علیه اسفندیار رحیم مشایی و میرحسین موسوی سر داده شد. به گزارش خبرآنلاین: صبح امروز (ج ... بیشتر

سخنان احمدی نژاد در همایش امتداد مهر

رییس جمهور تصریح کرد: آیین نامه ای در دولت تصویب شده است تا به اموال کسانی که به بیت المال دست اندازی کردند رسیدگی شود؛ انشاء الله به فضل الهی این آیی ... بیشتر

فتنه‌ای شدیدتر از فتنه دجال

علیرضا پناهیان ۲۵ دي ۱۳۸۸ اشاره بخش تحلیلی الف: حجه الاسلام علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه در شهریورماه گذشته، طی سخنانی، از سه زاویه ب ... بیشتر

سرنخ‌هاي تازه از نقش موساد در ترور شهيد علي محمدي

سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي به نقل از برخي مطبوعات اين رژيم اذعان كرد دكتر مسعود علي محمدي دانشمند هسته اي و استاد دانشگاه ايران (كه به شكل وحشيان ... بیشتر

دروغهای شاخدار نماینده سبزها در تلوزیون ملی

جواد اطاعت عضو شوراي مركزي حزب اعتمادملي كه در جريان انتخابات رياست جمهوري دهم با عدم التزام تشكيلاتي، علي‌رغم معرفي كروبي به‌عنوان كانديداي رسمي ح ... بیشتر