وحدت .چرا و چگونه


وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 هر چند از منظری می تواند فرصتی برای نظام تلقی شود تا انقلاب اسلامی از آلودگی های فراوانی که بر بدنه اش چسبیده بود پاک شود و سبکبار تر در مسیر تحقق اهداف والای خویش گام بر دارد اما از حق نباید گذشت که این وقایع لطمه ای جبران ناپذیر بر بدنه ی منسجم نظام اسلامی وارد آورد به شکلی که بسیاری از معاندان و دشمنان ناامید انقلاب را امید وار کرد . هر چند تا امروز مدیریت حکیمانه مقام معظم رهبری جریانات را به سمت و سوی صلاح و ثواب سوق داده است اما این پایان کار نیست و توجه ویزه به ساز و کار مناسب برای نیل به وحدت ملی می تواند اندک امید باقی مانده در دشمنان را نقش بر آب کند
برای تحقق وحدت در چهار چوب نظام جمهوری اسلامی محورهایی باید مورد پذیرش و اجماع همه باشد و اصولا وحدت بدون این محورها بی معنی خواهد بود
پنج محور زیر حد اقل هایی است که باید در خصوص رسیدن به وحدت مورد پذیرش و اجماع قرار گیرد : 1- اسلام
2- قرآن کریم
3- نظام مقدس جمهوری اسلامی
4- ولایت مطلقه فقیه
5- قانون اساسی
ملاحظه می گردد که چنانچه هر یک از این محورها مورد قبول واقع نگردد و یا در آن خدشه وارد آید اتحاد پوچ است اصولا صحبت از وحدت در چهار چوب هایی غیراز این اصول امکان پذیر نیست .
نمی توان با کسی که اسلام را نمی پذیرد و برای نفی آن شعار سازی می کند و در روز عاشورا بر علیه همه مقدسات مسلمانان اقدام عملی می کند و یا در محوریت قرآن کریم شک دارد و یا برای بر اندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی تلاش میکند و یا همه توان خویش را برای حذف و یا تضعیف جایگاه ولایت فقیه و مصداق آن حضرت ایت الله امام خامنه ای به کار میگیرد و بر علیه این اصل مترقی رسما شعار میدهد و بیانیه صادر میکند و یا به شکل علنی و رسمی در مقابل قانون اساسی این میثاق ملی و مقدس ما ایرانیان موضع میگیرد و بر خلاف آن عمل میکند وحدت کرد
هر اتحادی باید در چهاچوبی باشد و بر اساس ضوابطی شکل بگیرد .
وحدت ملی اشتراک همه افراد یک ملت در آمال و مقاصد خویش است و سوال اینجاست که آیا آمال و مقاصد ملت ایران جز از طریق پنج محوری که ذکر شد محقق می گردد؟
قطعا پاسخ منفی است پس برای تحقق این آمال و مقاصد باید حد اقل ها را پذیرفت تا وحدت ملی شکل بگیرد و اعضای یک جامعه به خصوص خواص باید همه فعالیتهای خود را در همبستگی و پیوند متقابل در جهت رسیدن به اهداف و محورهای مشترک ملی انجام دهند .
آیا افدامات صورت گرفته در طول چند ماهه گذشته پس از انتخابات از کسانی که امروز و پس از خروش ملت مدعی وحدت ملی شده اند در این مسیر بوده است ؟
صدور چندین اطلاعیه بر علیه ارکان نظام .دهها اقدام غیر قانونی و مخالف مصالح ملی و قانون اساسی و حرکت در مسیری که دشمنان شماره یک ملت (امریکا و انگلیس و اسراییل ) از آن حمایت کرده و آن را تایید ومساعدت می کنند.اتهام زنی به نظام و شبه افکنی دروغ به قصد سست کردن پایه های نظام در چه مسیری صورت میگیرد ؟
اگر این اقدامات مخالف مصالح ملی بوده که بوده مرتکبین آن باید در مقابل ملت عذر خواهی کنند از مسیر غلط باز گردند و صف خویش را از صف دشممنان ملت جدا کنند و به اصول و محورهای مشترک ملی اعلام وفاداری کنند تا امکان مذاکره و رسیدن به وحدت ملی به وجود بیاید .
این روزها زیاد میشنویم که مقام معظم رهبری می تواند محور وحدت باشد و یا باید برای وحدت چنین و چنان کند . این سخن هر چند سخن به ظاهر حقی است اما با عنایت به گویندگان آن و شرایط موجود به نظر میرسد اراده ای باطل از آن متصور است . آنان که در طول چندین ماهه گذشته به هیچ یک از سخنان حکیمانه و دلسوزانه مقام معظم رهبری توجهی نکردند و تمام توان خویش را برای تضعیف ایشان بکار گرفتند و حتی بعد از توهین به تمثال مبارک بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) باز هم صف خود را از خروش ملت جدا کردند و نصایح پدرانه مقام معظم رهبری در این موضوع را نشنیده انگاشتند تا در روز عاشورای حسینی شد آنچه نباید میشد حال می گویند محور وحدت ایشان است . چرا که لابد می خواهند مسئولیت همه اشتباهات خویش را مثل گذشته بر دوش ولایت بگذارند .
نگارنده نیز واقف است که ولایت فقیه به عنوان رکن رکین نظام جمهوری اسلامی نقش بسزایی در تحقق وحدت ملی دارد و به حق این نقش را طول سالیان گذشته به بهترین شکل ممکن ایفا کرده است اما نباید از نقش خواص و عوام و تبعیت ایشان از فرامین ولایت برای تحقق وحدت غافل شد .
ولایت فقیه به عنوان فرمانده ای شجاع سرداران و سربازانی گوش به فرمان و شجاع می خواهد تا انقلاب را به سمت اعتلای نام اسلام در سراسر گیتی پیش ببرد .
اقداماتی مثل فرد گرایی منفی و دنبال کردن منافع شخصی . اجنهاد شخصی در مقابل ولایت . عدم اعتماد به ساز و کارهای موجود در چهار چوب نظام مقدس جمهوری اسلامی . خود محوری و فرا قانونی عمل کردن موانع وحدت ملی است .
خواصی که امروز دم از وحدت میزنند باید قبل از هر چیز تلاش کنند موانع موجود را مرتفع کنند و سپس در چهارچوب محورهای پیش گفته به دنبال تحقق وحدت باشند و در این مسیر قطعا جایگاه ولایت فقیه نقش خویش را در تحقق وحدت به بهترین شکل ایفا خواهد کرد و تعیین تکلیف برای ولی امری است نکوهیده که آقایان چون سایر اشتباهات مرتکب آن می شوند.
12/10/88

شهدای هویزه . گروه اخلاص . جهادگران مخلص سبزوار


دلم به قدری گرفته است که قلم را یارای حرکت نیست .می خواهم بنویسم اما دلتنگی امانم را بریده است . دلم برای بچه های عاشق گرفته است . برای عشاقی که عشق را ترجمانی تازه بودند در عصر خشک آهن . آنها که جان دادند تا سرحد مجنون !.و دنیا را دیوانه کردند از این همه جنون !
دلم برای صداقتشان برای پاکیشان و برای اخلاصشان تنگ شده است .
گویا کسی فریاد میزند ((یا ایها المخلصون....))باز گردید که هنوز هم صلاح ثواب امروز جامعه اخلاص شماست /
کجایید ای مردان مخلص مخلص ...!
کجایید ای جنگاوران گروه اخلاص ...
! فریادمان را میشنوید ؟!..
استغاثه مان را پاسخی هست ؟!..
برخیز ای محمد فاضل ....گروهت را بردار و به نبرد هویزه امروز بیا ...!
همان هفت نفر کفایت میکند ...هفت نفر مخلص از یک لشگر غبر مخلص بهتر است ...!
علی تنهاست و یاران مخلص میخواهد.
کسانی که تنشان را برای زیر شنی تانکها آماده کرده باشند .
امروز هوا چقدر کثیف است !!!؟گرد و خاک و دود ....نه این گوشت و خون بچه های مخلص هویزه است تنیده در خاکهای دشت و هوا را چنین سنگین کرده است .

صدای هلهله و هیاهوی سپاه عمر سعد پس از پیروزی ظاهریشان در عصر عاشورا از همین نزدیکی به گوش میرسد . می شنوی صدای سم اسبان را که بر خورشیدها می تازتد ؟ صدای شنی تانکها را چه ؟ بعضی ار عاشورائیان هویزه هنوز زنده بودند که زیر شنی تانکها له شدند ! و فریادشان برای همه تاریخ به فریاد حسینیان گره خورد .
هنوز در ماه محرم هستیم و داغ بر دل عاشورائیان باقی است !
صدای هلهله و شادی سپاه عمر سعد امسال هم در عصر عاشورا به گوش رسید و جای آنان که به فرمان حسین زمان بدنهاشان را آماده شنی تانکها کردند خالی بود . جای محمد فاضل .حسن فتاحی . سید مصطفی مختاری . مجید مهدوی . مجید کریمی و ...
دانستی کدامها را می گویم ؟ همان شیرمردان گروه اخلاص سبزوار را .
همان شهدای دلاور هویزه را میگویم که با خونشان جوششی انقلابی به یکی از اولین شهرهای شیعه ایران زمین دادند .

همانها که در جنگ تخریبچی بودند و در دنیا تاریخ ساز ... 16 دی ماه سالروز حماسه هویزه است . حماسه ای که حسین علم الهدی به همراهی 300 فدایی ولایت آفرید تا هر چند مظلو مانه اما همیشگی بمانند .
هر چند یکی از اولین و موثرترین کتابهای داستانی که از جنگ خواندم کتاب حماسه هویزه بود اما هنوز هم گمانم بر اینست که این حماسه مظلوم مانده است .
در سبزوار اما این حماسه چندان هم مظلوم نیست . بچه های مخلص جهاد و همسنگران حماسه سازان هویزه سالهاست نگذاشته اند بر یاد شهدای هویزه غبار غربت بنشیند .
امسال نیز توفیق داشتم در گوشه ای از مراسم پرشکوه یادواره شهدای هویزه سبزوار شرکت کنم و بر همه شکوه و عظمت شهدا و رهروان آنها درود بفرستم .
سال گذشته چند خط کوتاهی در نقد این یادمان نوشتم و متاسفانه موجب دلگیری برخی از دوستان و زحمتکشان یادواره گردید و بعضا کتبی و شفاهی پاسخهایی به من دادند که چون من هم در اخلاص این عزیزان تردیدی نداشتم و هم در صحت مطالب خودم از مجادله پرهیز کردم و گذاشتم سالی دیگر و فرصتی مناسب تر ...
و امروز خوشحالم که میبینم عزیزان خودم در جهاد سازندگی اندک نقایص مختصر سال قبل را به بهترین شکل ممکن مرتفع کرده ا ند .
تجدید چاپ کتاب ارزشمند حماسه هویزه ویزه شهدای جهادگر سبزوار با حاشیه های کاملی از معرفی شهدای عزیز سبزوار در حماسه هویزه و سایر شهدای جهادگر سبزوار و همچنین ساخت کلبپ کوتاه در موضوع این حماسه و شهدای سبزوار و سیر حرکتی یادواره شهدای هویزه از حرکات خوب و کامل کننده ای بود که امسال بر یادواره افزوده شد.
نیک می دانم که در طول همه دوره های قبل نیز همرزمان شهدای عزیز در جهاد تلاشهای ستودنی را انجام داده اند اما یقین دارم خلو صشان باعث شد نیش سخن برادر کوچکی چون حقیر را تحمل کنند تا تاثیر حرکت مقدسشان در جامعه بیش از پیش باشد .
انشالله . فراموش نکنیم بخش عمده ای از جوانان امروز ما چند سال پس از جنگ متولد شده اند و بصیرت بخشی و آگاه نمودن آنها وظیفه ماست .
پیشنهاد میکنم کتب یاد شده بیش از آنکه در میان دوستان . ایثارگران و جهادگران عزیز توضیع شود به میان نسل جوان برود . جوان تشنه معرفت امروز ما به شدت در جستجوی الگوهای قابل حصول از میان جامعه خود است . این الگوها را به آنها تقدیم کنیم
اجرکم عندالله
20/ 10/ 88

بمب اتمي ايران تركيده است


بنام خدا
سلام عليكم
مدتهاست كه توفيق نوشتن براي اين صفحه را از دست داده ام . تقريباً از هنگام ورود به استان چهار محال وبختياري به دليل مشغله فراوان به سايت سري نزده ام و براي آن دلي نسوزانده ام . خدا را شكر مي كنم كه اين توفيق امروز دست داد تا پس از قريب 9 ماه مجدداً گپ و گفتي با شما داشته باشم و اميدوارم كه از اين پس بتوانم حداقل ماهي يك بار با نوشته اي جديد سري به شما بزنم .
‹بمب هسته اي ايران تركيده است›
در آستانه دهه مباركه فجر هستيم و سي و دومين سالگرد پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و ورود به سي و سومين سال حيات انقلاب و اين يعني اينكه حكومت برخواسته از انقلاب اسلامي مردم ايران ثلث يك قرن را با عزت و افتخار به پيش برده است . در اين ايام معمولاً همه مسؤلين ، دلسوزان نظام و رسانه ها و خاصه رسانه ملي به تكاپو مي افتند كه به اشكال مختلف دستاوردهاي اين انقلاب عظيم را برشمارند و براي نسل امروز يادآوري كنند. يكي از ظلمهايي كه به انقلاب مي شود اين است كه در فرآيند محاسبه دستاوردها عموماً به درون مرزهاي ايران زمين و آن هم حوزه هاي اندكي چون پيشرفتهاي اقتصادي ، علمي ، صنعتي و عمراني محدود مي شوند . هرچند اثرات اين قيام شكوهمند و احياي اراده و اعتماد به نفس ملت بزرگ ايران در اين حوزه ها چشمگير و با گذشته غير قابل مقايسه است ، به عنوان نمونه سرعت حركت علمي ما امروز 11 برابر متوسط جهان است يا اينكه در اوج ركود اقتصادي جهاني كشور ما از درصد رشد اقتصادي بسيار متناسبي برخوردار است و اقتصاد ايران بالندگي و رشد خود را حفظ كرده است و يا در حوزه هاي صنعتي علي رغم همه فشارها ، پيشرفتهاي صورت گرفته شگفتي آفرين است و همينگونه است سرعت عمران و آبادي ايران زمين در حوزه هايي مانند مسكن ، راه ، خدمات زير بنايي (آب ، برق ، گاز و ...) به شكلي كه در مجموع سطح معيشت مردم و رفاه اجتماعي چندين برابر دوران قبل از انقلاب است كه با اين وجود من معتقدم اين پيروزيها فقط تبعات عادي و معمولي پيروزي بزرگ و اصلي است كه بايد به آن توجه ويژه گردد . آن پيروزي بزرگ واصلي چيست؟! خوب مي دانيم كه در برهه انقلاب اسلامي ايران انديشه هاي اداره جامعه مبتني بر دين و ارزشهاي الهي در جهان به شدت روبه افول بود. خداوند به آرامي از صحنه اجتماع كنار گذاشته شده بود و حتي در كشورهاي اسلامي نيز اعتقادات به شدت سركوب مي شد. مظلومين عالم به ظلم ساخته بودند و نظام سلطه (شرق و غرب ) يكه تازي مي كرد و هيچ فرياد اعتقادي به گوش نمي رسيد و مبارزه بشريت نه بين خير و شر كه بين شرها براي سلطه بيشتر شكل گرفته بود. روزنه اميدي براي دنياي بهتر مشاهده نمي شد . فرياد امام روح الله به ناگهان فضاي هستي را در نورديد و در عصر يخ زده مادي فريادي از شرق برخواست كه خدا را فرامي خواند و مردم جهان را مژده اي تازه آورده بود. انقلاب روح الله احياگر مجدد دين در عرصه گيتي بود. اين انقلاب حركتي تازه بر كالبد بي روح مظلومين نا اميد عالم داد. اسلام نشان داد كه قابليت نجات بشريت را دارد و شيعه مي تواند اين پرچمداري را برعهده بگيرد پرچم هاي سرخ عاشورا و سبز انتظار جوشش و اميد رابه جهان بازگرداند. ايران نمونه تازه اي از اداره جامعه بشري رابه جهان عرضه كرد. نمونه اي كه نه بر اساس نظام سرمايه داري غرب استوار بود و نه چشم انداز غلط جامعه سوسياليستي را دنبال مي كرد. نظام مردم سالاري ديني هديه انقلاب خميني كبير(ره) براي مديريت جهان بود و نه تنها مسلمانان عالم كه هم مظلومان و آزاديخواهان به اين انقلاب چشم اميد دوختند و به پيروزي آن دل بستند.ايستادگي اين انقلاب و حركت پيشروانه با وجود حمله همه جانبه و تمام ناشدني همه دشمنان خدا در طول ثلث قرن گذشته باعث شده است كه جمهوري اسلامي جايگاه خود را در مديريت جهان به دست آورد . امروز ايران در تمام معادلات جهاني تأثير غير قابل انكار دارد . بيداري ملتها به وضوح ديده مي شود و در تمام اين بيداريها الگوي ايراني اسلامي فوران مي كند . بمب هسته اي ايران تركيده است . اعتقادات ديني به سرعت در حال گسترش است . وقتي ايران يكتنه بر پايه اعتقادات ديني در مقابل همه ظالمين ايستاده است ملتها احساس مي كنند مي توانند مثل ايران باشند . هرچند مستكبرين چندين سال است به بهانه انرژي صلح آميز هسته اي انواع فشارها را بر ملت ايران تحميل كرده اند اما واقعيت اين است كه آنها نگران مسئله ديگري هستند. توفيق ايران در حوزه هاي مختلف بر اساس اعتقاد به تماميت دين در اداره جامعه شكل گرفته و دشمن نگران گسترش اين تفكر به ساير كشورهاست كه البته اين نگراني واقعي است چرا كه نشانه هايي در دسترس است كه نشان مي دهد اين تفكر روز به روز در حال نفوذ به همه اركان اداره جوامع مختلف است و حتي از سطح عموم مردم عبور كرده است و به طبقه نخبگان و خواص جامعه نيز سرايت كرده است . به عنوان نمونه چند انتخابات گذشته در مجالس افغانستان و عراق كه زير سايه اسلحه آمريكا صورت گرفت نشان داد كه مردم بسيار بيدارتر از آنند كه آمريكائيها بر اساس آن برنامه ريزي كرده اند. اتفاقاتي كه در حيات خلوت آمريكا در كشورهاي مختلف آمريكاي جنوبي در سالهاي اخير رخ داده است دليل روشن ديگري بر اين ادعاست . همين چند روز قبل پرو به عنوان دهمين كشور آن منطقه موجوديت فلسطين را در مرزهاي 1967 به رسميت شناخت . درهمين جريانات اخير لبنان و تلاش وسيع آمريكا و صهيونيزم براي استفاده كامل از خيمه شب بازي پرونده ترور رفيق حريري كه بنا داشتند به وسيله آن هم كار سوريه را تمام كنند هم كار حزب الله لبنان را و هم لطمه سنگين به جمهوري اسلامي بزنند نيز ديديم كه چگونه پس از سفر تاريخي رئيس جمهورمان به لبنان و استقبال بي نظير مردم آنجا كفه ترازو به نفع حزب الله سنگين شد و اقليت مجلس در اكثريت تبديل شدو نامزد حزب الله براي تشكيل كابينه معرفي گرديد. و يا قيام بي نظير مردم تونس و سقوط ديكتاتور 24 ساله آنجا زين العابدين بن علي و سپس گسترش اين موج به سايركشورهاي عربي مثل يمن و اردن و مصر به هر نتيجه اي كه منجر شود يك پيام خوب را در بطن خود دارد و آن هم بيداري بي چون و چراي ملتهاست . هرچند واكنش غرب و بويژه آمريكا درقضاياي اخير كمي شك برانگيز است به نظر مي رسد بايد هوشيار بود كه نكند غرب كه از بيداري ملتها به خوبي آگاه است با راه اندازي موج مديريت شده كوچك يا سوار شدن بر موج ايجاد شده در تلاش باشد از نتيجه گيري كامل اين خيزشهاي مردم جلوگيري كند يا نتيجه آنها را مصادره به مطلوب نمايد. افشاگريهاي اخير شبكه الجزيره كه شبكه چندان خوشنامي نيست در خصوص همكاريهاي شديد تشكيلات خودگردان فلسطين و محمود عباس با اسرائيل و Mi6 انگلستان نيز كمي تأمل برانگيز است . هرچند اصل اين خيانتها براي ما قطعي بوده و بارها بر آن تأكيد كرده ايم و مستند شدن آنها به اسناد غير قابل انكار نيز اتفاق خوبي است اما اينكه چرا اين شبكه آنها را منتشر ميكند ، بايد به دقت مورد مداقه قرار گيرد؟! و نكته پاياني آنكه انقلاب اسلامي ايران جاي پاي خود را در عرصه مديريت جهاني محكم كرده است و مقدمات حكومت جهاني اسلامي بيشتر از هر زمان ديگري فراهم است اميد است كه با ظهور مولاي منتقم حضرت ولي عصر (عج) خيزش جهاني مظلومين براي گسترش عدالت به سرمنزل نهائي برسد. عنابستاني 8/11/89